مرز عشق وجنون

باور تنها بودن سخت است وقتی یادت مثل گل های شب بوی باغچه مادربزرگ هرشب در رویایم می شکفد و عطر خاطرت خالی لحظه هایم را پر  میکند.

................ کودکانه هایمان را یادت هست ای رفیق روزهای ساده و بیرنگ کودکی؟

چرا از زیبایی رنگین کمان تنها چند رنگی اش را سر مشق کردی و هزاران بار نوشتی

" یک رنگی زیباست اما چند رنگی رسم این روزهاست "

و از تمام رنگ های دنیا سهم من خاکستری تنهایی شد آن روز که به چشمان کهربائی ات دل بستم. اگر سکوت بالاترین فریادها بود , هیچ عاشقی صدای شکسته شدن شیشه نازک احساس را پنهان نمی کرد و در حسرت , بهاری که چه آسان باد پائیزی بی وفایی به یغما برد, چشمانش ابری نمی شد.

هوای ابری چشمانم را خیال باریدن نیست چرا که سالهاست بغض فروخورده ام در پشت بی رنگی نگاهم پنهان شده و هیچ رنگین کمانی را باور ندارد. کاش مرز عشق و جنون را بدون سیم خاردار نقاشی می کشیدی تا  غرور, تنهایی دارایی ام, تکه تکه نمی شد.

"کاش در دادگاه عقل , احساسم را به بند می کشیدم تا امروز هستی ام در بند تنهایی نباشد"

مصاحبه با خدا

 

از خدا پرسیدم :وقت داری با من صحبت کنی ؟

خدا لبخندی زد وپاسخ داد :زمان من بی نهایت است چه سوالی در ذهن داری که دوست داری ازمن

بپرسی ؟

من سوال کردم :چه چیزی در آدمها شما را بیشتر متعجب می کند ؟

خدا جواب داد:

اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند وعجله دارند که زودتر بزرگ شوند ودوباره آرزوی این را دارند

 که روزی بچه شوند !

اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند وسپس پول خود را خرج میکنندتا

سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند!

اینکه با نگرانی به آیندهفکر میکنند وزمان حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال زندگی

می کنند ونه در آینده !

اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد وبه گونه ای میمیرند که گویی هرگز نزیسته

اند !

دست خدا  دست مرا در بر گرفت ومدتی به سکوت گذشت ....

سپس من سوال کردم :به عنوان پروردگار  دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟

خدا پاسخ داد :

اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا به آنها عشق بورزد. تنها کاری که میتوانند انجام دهند

این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.

اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگزان مقایسه کنند.

اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند .

اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها  چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم با

شد تا این زخمها التیام یابند .

یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است .

اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احسا

ساتشان را بیان کنند یا نشان دهند .

اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک نقطه نگاه کنند وآن را متفاوت ببینند .

اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خودرا نیز ببخشند.

با افتادگی خطاب به خدا گفتم :از وقتی که به من دادید سپاسگزارم  چیز دیگری هم هست که دوست

داشته با شید آنها بدانند ؟

 

                    فقط اینکه بدانند من اینجا هستم ...:"همیشه"

داستـان های کوتـاه و خوانـدنی

خاطرات زمستان را به بهار نیاور!


برفها آب شده بودند و دیگر خبری از سرمای زمستان نبود. فصل یخبندان تمام شده بود و کم کم اهالی دهکده شیوانا می توانستند از خانه هایشان بیرون بیایند و در مزارع به کشت وزرع بپردازند. همه از گرمای خورشید بهاری حظ می کردند و از سبزی و طراوت گیاهان لذت می بردند ...

در آن روز، شیوانا همراه یکی از شاگردان از مزرعه عبور می کرد. پیرمردی را دید که نوه هایش را دور خود جمع کرده و برای آنها در مورد سرمای شدید زمستان و زندانی بودن در خانه و منتظر آفتاب نشستن صحبت میکند.

شیوانا لختی ایستاد و حرفهای پیرمرد را گوش کرد و سپس او را کنار کشید و گفت:"اکنون که بهار است و این بچه ها در حال لذت بردن از آفتاب ملایم و نسیم دلنواز بهار هستند، بهتر است روایت یخ و سرما را برای آنها نقل نکنی! خاطرات زمستان، خوب یا بد، مال زمستان است. آنها را به بهار نیاور! با این حرف تو بچه ها نه تنها بهار را دوست نخواهند داشت بلکه از زمستان هم بیشتر خواهند ترسید و در نتیجه زمستان سال بعد، قبل از آمدن یخبندان همه این بچه ها از وحشت تسلیم سرما خواهند شد.

به جای صحبت از بدبختی های ایام سرما، به این بچه ها یاد بده از این زیبایی و طراوتی که هم اکنون اطرافشان است لذت ببرند. بگذار خاطره بهار در خاطر آنها ماندگار شود و برایشان آنقدر شیرین و جذاب بماند که در سردترین زمستان های آینده، امید به بهاری دلنواز، آنها را تسلیم نکند. پیرمرد اعتراض کرد و گفت :"اما زمستان سختی بود"

شیوانا با لبخند گفت:"ولی اکنون بهار است. آن زمستان سخت حق ندارد بهار را از ما بگیرد. تو با کشیدن خاطرات زمستان به بهار، داری بهار را نیز قربانی می کنی! زمستان را در فصل خودش رها کن!


خاطرات دو دوست قدیمی


دو دوست قدیمی در حال عبور از بیابانی بودند. در حین سفر این دو سر موضوع کوچکی بحث میکنند و کار به جایی میرسد که یکی کنترل خشم خودش را از دست میدهد و سیلی محکمی به صورت دیگری میزند. دوست دوم که از شدت ضربه و درد سیلی شوکه شده بود بدون اینکه حرفی بزند روی شنهای بیابان نوشت: "امروز بهترین دوست زندگیم سیلی محکمی به صورتم زد." آنها به راه خود ادامه دادند تا اینکه به دریاچه ای رسیدند. تصمیم گرفتند در آب کمی شنا کنند تا هم از حرارت و گرمای کویر خلاص شوند و هم اتفاق پیش آمده را فراموش کنند.

همچنانکه مشغول شنا بودند ناگهان همان دوستی که سیلی خورده بود حس کرد گرفتار باتلاق شده و گل و لای وی را به سمت پایین میکشد. شروع به داد و فریاد کرد و خلاصه دوستش وی را با هزار زحمت از آن مخمصه نجات داد. مرد که خود را از مرگ حتمی نجات یافته دید، فوری مشغول شد و روی سنگ کنار آب به زحمت حک کرد: "امروز بهترین دوست زندگیم مرا از مرگ قطعی نجات داد." دوستی که او را نجات داده بود وقتی حرارت و تلاش وی را برای حک کردن این مطلب دید با شگفتی پرسید: "وقتی به تو سیلی زدم روی شن نوشتی و حال که تو را نجات دادم روی سنگ حک میکنی؟"

مرد پاسخ داد: "وقتی دوستی تو را آزار میدهد آن را روی شن بنویس تا با وزش نسیم بخشش و عفو آرام و آهسته از قلبت پاک شود. ولی وقتی کسی در حق تو کار خوبی انجام داد، باید آنرا در سنگ حک کنی تا هیچ چیز قادر به محو کردن آن نباشد و همیشه خود را مدیون لطف وی بدانی."

نتیجه اخلاقی :یاد بگیریم آسیبها و رنجشها را در شن بنویسیم تا فراموش شود و خوبی و لطف دیگران را در سنگ حک کنیم تا هیچ گاه فراموش نشود.


ادامه نوشته

یک راز حقیقی ...

ارزش خوندن این متن به دقایق وقتی هست که شما صرف می کنید
پس سعی کنید این دقایق رو از دست ندید دوستان من

...
..
.
همه ما خودمان را چنین متقاعد می كنیم كه زندگی بهتری خواهیم داشت اگر:
شغلمان را تغییر دهیم
مهاجرت كنیم
با افراد تازه ای آشنا شویم
ازدواج كنیم

فكر میكنیم،‌ زندگی بهتر خواهد شد اگر:
ترفیع بگیریم
اقامت بگیریم
با افراد بیشتری آشنا شویم
بچه دار شویم

و خسته می شویم وقتی:
می بینیم رئیسمان ما را درک نمی کند
زبان مشترك نداریم
همدیگر را نمی فهمیم
می‌بینیم كودكانمان به توجه مداوم نیازمندند
بهتر است صبر كنیم ...

با خود می گوییم زندگی وقتی بهتر خواهد شد كه :
رئیسمان تغییر كند
شغلمان را تغییر دهیم
به جای دیگری سفر كنیم
به دنبال دوستان تازه ای بگردیم
همسرمان رفتارش را عوض كند
یك ماشین شیك تر داشته باشیم
بچه هایمان ازدواج كنند
به مرخصی برویم
و در نهایت بازنشسته شویم ...

حقیقت این است كه برای خوشبختی، هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد.
اگر الآن نه، پس كی؟
زندگی همواره پر از چالش است.
و مشکلات تمامی نخواهند داشت!

بهتر این است كه این واقعیت را بپذیریم و تصمیم بگیریم كه با وجود همه این مسائل،
شاد و خوشبخت زندگی كنیم.


ادامه نوشته

مجادله در ادبیات بر سر یک خال

مجادله در ادبیات بر سر یک خال

حافظ:

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را
صائب تبریزی:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
شهریار:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
محمد عيادزاده:
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را.....؟؟؟

ع ش ق

         ق رب ان ی

                                     م ظ ل و م

                                                   غ ر و ر

                                                             اس ت

                                                                        ه ن و ز

پدر


پدرم گفته است از جانت دست بردار ، از زخمت اما نه …
زیرا اگر زخمی نباشد دردی نیست و اگر دردی نباشد در پی نوشدارو نخواهی بود و اگر در پی نوشدارو نباشی عاشق نخواهی شد و عاشق اگر نباشی “خدایی” نخواهی داشت …

مردکامل از نظر  ارسطو

مرد كامل از نظر ارسطو:

مرد كامل خود را بي جهت به خطر نمي اندازد،زيرا اشيايي كه واقعا جلب نظر اورا مي كند خيلي كم است؛ولي در مواقع سخت براي فدا كردن جان خود نيز حاضر است،زيرا مي داند كه حيات تحت شرايط معيني با ارزش است.او حاضر است كه به مردم خدمت كند ولي از احسان و خدمت ديگران شرمگين است،زيرا خدمت و احسان به ديگران نشانه برتري،و قبول احسان علامت زير دستي است...او در سر گرمي هاي عامه مردم شركت نمي كند...در حب وبغض صريح است؛گفتار و كردار او با صراحت و استقلال توام است زيرا اعتنايي به مردم و اشيا ندارد...اواز ستايش ديگران مغرور نمي شود،زيرا در نظر او چيزي مهم نيست.او نمي تواندبه كسي جز دوستان خويش خوش خدمتي كند؛زيرا خوش خدمتي از خصال بردگان است. ...او بديهاي ديگران را در ياد نگاه نمي دارد واگر كسي به جاي او بدي كرد فراموش مي كندو در مي گذرد...به حرف زدن زياد علاقه مند نيست. ...او اهميتي نمي دهد كه او را بستايند يا از ديگران بد گويي كنند.او بدي ديگران و حتي دشمنان خود را نمي گويد گر برروي ايشان.رفتار او ملايم و صداي او وزين و سنگين و گفتار او معتدل است.زود عصباني نمي شودو از جا در نمي رود زيرا آنچه در نظر او مهم است خيلي كم است.صداي حاد بلند و گام هاي تند مال كسي است كه به اشيا زياد توجه دارد.او حوادث زندگي را با شايستگي و خوشي استقبال مي كند و از اوضاع و احوال بهترين استفاده را مي نمايد؛...او بهترين رفيق خويش است و از تنهايي لذت مي برد؛همچنانكه شخصي عاري از فضايل و كمالات دشمن خويش است واز تنهايي در وحشت مي ماند.

شبکه کردن

 

 

 

 

 

 

شبکه کردن ۲ کامپیوتر با استفاده از کابل Ethernet و ویندوز XP

:
۱- دو عدد کامپیوتر به همراه کارت شبکه
۲- کابل شبکه (حداکثر تا ۱۰۰ متر درازا)
ابتدا
network configuration wizard را بر روی هر کدام از کامپیوترها را اجرا کنید.برای این کار به Start->Control Panel->Network connection بروید و برروی Set up home or small office network کلیک کنید

 

 

آموزش تصویری شبکه کردن ۲ کامپیوتر با استفاده از کابل Ethernet و ویندوز

Next را در مرحله زیر بزنید .

شبکه کردن این دو کامپیوتر

دوباره next بزنید

آموزش تصویری شبکه کردن ۲ کامپیوتر با استفاده از کابل Ethernet و ویندوز

تیک عبارت Ignore disconnected network hardware را بزنید و next را بزنید .

دو عدد کامپیوتر به همراه کارت شبکه ۲- کابل شبکه (حداکثر تا ۱۰۰ متر درازا)

در منوی Select connection method برای ارتباط ۲ کامپیوتر عبارت دوم یعنی his computer connects to the Internet through a residential gateway or through another computer on my network را بزنید.

منوی Select connection method برای ارتباط ۲ کامپیوتر عبارت دوم یعنی his computer connects to the Internet through a residential gateway or through another comp

در مرحله ی بعد در فیلد computer description هر عبارتی را خواستید وارد کنید و نام کامپیوتر را هم بزنید و next را بزنید
workgroup name را وارد کنید.

computer description

در مرحله ی بعد شما مشخص می کنید که می خواهید فایل به اشتراک بگذارید یا نه،سپس next را بزنید.

IP addresses بر روی کامپیوتر ها تنظیم کنید.به Start->Control panel->Network

Click next

Use the following IP address را انتخاب و IP address و Subnet mask

در این مرحله گزینه ی Just finish the wizard. را انتخاب و next را بزنید.

وصل ۲ کامپیوتر با کابل شبکه هست.کابل شبکه را به پورت LAN هر کارت شبکه

Click Finish و اگر لازم بود سیستم را ریست کنید.

IP address در هر کامپیوتر یکسان

خب در این مرحله شما باید IP addresses بر روی کامپیوتر ها تنظیم کنید.به Start->Control panel->Network connection و بر روی ocal area Connection کلیک راست کنید ،از منوی باز شده Properties را انتخاب کنید.در صفحه ی باز شده عبارت Internet protocol (TPC/IP) را پیدا کنید و بر روی آن ۱ بار کلیک کنید سپس گزینه ی Properties را انتخاب کنید.

آموزش تصویری شبکه کردن ۲ کامپیوتر با استفاده از کابل Ethernet و ویندوز XP

در این مرحله باید box مورد نظر ما یعنی Use the following IP address را انتخاب و IP address و Subnet mask را بر اساس شکل زیر پر کنید.توجه شود که Ip address به صورت پیش فرض می تواند ۱۹۲٫۱۶۸٫۰٫۱ و Subnet Mask 255.255.255.0 باشد.مطمئن شوید که بخش چهارم IP address در هر کامپیوتر یکسان نباشد.دراین مثال می توانید برای کامپیوتر اول first computer’s IP: 192.168.0.1 و بریا کامپیوتر دوم second computer’s 192.168.0.2 را بگذارید.سپس ok را بزنید.

دو عدد کامپیوتر به همراه کارت شبکه ۲- کابل شبکه (حداکثر تا ۱۰۰ متر درازا)

کابل شبکه را به پورت LAN هر کارت شبکه در ۲ کامپیوتر وصل کنید.

حال ۲ کامپیوتر به هم وصل هستند.
در این مرحله ما نیاز به وصل
۲ کامپیوتر با کابل شبکه هست.کابل شبکه را به پورت LAN هر کارت شبکه در ۲ کامپیوتر وصل کنید.

آموزش تصویری شبکه کردن ۲ کامپیوتر با استفاده از کابل Ethernet و ویندوز XP

۲ کامپیوتر را رسیت کنید و حالا به هم وصل هستند.
این نکته نیز خالی از لطف نیست که تنظیمات
ip و reset کردن کامپیوترها در بعضی موارد به صورت اتوماتیک توسط ویندوز xp تنظیم می شود.

 

 

 

آقای نیکوکار سلام

امیدوارم خوب باشید.

میخواستم بگم امروز بیستمه هاااا

نمونه سئوالا رو میدید؟

موسم سفر   »

 

نکنــــد مــوســم سفـــر بــاشد               ساربان خفته و بی خبر بــاشد


بـــوي بـــــاران تـــــازه مـي آيــد               نکنــــد بـــوي چشم تــر بــاشد


سخني از وفــــــا شنيده نشــد               نکنــــد گـوش خلق کـــر بــاشد


نکنــــد عشق در بــرابــر عقـــل               دست از پـــــا درازتــــــر بـــاشد


نکنـــد پــــرده چـون فـــرو افتـــد               داستــــان داستـــــان زر بــاشد


زير اين نيم کاسـه هاي قشنگ               نکنـــد کاســه اي دگـــر بـــاشد


نکنـــد آنـکه درس ديـن مي داد               از خــــدا پـاک بـي خبـر بـــاشد


همچو سرو ايستادن در اين باد               نکنـــد پـاسخش تبــــــر بـــاشد


نــور کيــوان در آسمان نشست               نکنـــد پـــوچ و بـي ثمـر بـــاشد

 

 

 

« شعر از مرتضی کیوان ، آهنگ از همای »

 

به مناسبت روز پدر

پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل

تیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من

یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند

مرگ، گرگ تو شد، ای یوسف کنعانی من

مه گردون ادب بودی و در خاک شدی

خاک، زندان تو گشت، ای مه زندانی من

از ندانستن من، دزد قضا آگه بود

چو تو را برد، بخندید به نادانی من

آن که در زیر زمین، داد سر و سامانت

کاش میخورد غم بی‌سر و سامانی من

بسر خاک تو رفتم، خط پاکش خواندم

آه از این خط که نوشتند به پیشانی من

رفتی و روز مرا تیره تر از شب کردی

بی تو در ظلمتم، ای دیده‌ی نورانی من

بی تو اشک و غم و حسرت همه مهمان منند

قدمی رنجه کن از مهر، به مهمانی من

صفحه‌ی روی ز انظار، نهان میدارم

تا نخوانند بر این صفحه، پریشانی من

دهر، بسیار چو من سربگریبان دیده است

چه تفاوت کندش، سر به گریبانی من

عضو جمعیت حق گشتی و دیگر نخوری

غم تنهائی و مهجوری و حیرانی من

گل و ریحان کدامین چمنت بنمودند

من که قدر گهر پاک تو می دانستم

ز چه مفقود شدی، ای گهر کانی من

من که آب تو ز سرچشمه‌ی دل میدادم

آب و رنگت چه شد، ای لاله‌ی نعمانی من

من یکی مرغ غزلخوان تو بودم، چه فتاد

که دگر گوش نداری به نوا خوانی من

گنج خود خواندیم و رفتی و بگذاشتیم

ای عجب، بعد تو با کیست نگهبانی من

شعر از پروین اعتصامی

نویسنده :میناشریعتی
 

 

زندگی شیوه ای خاص برای درهم شکستن مان دارد اما خداوند شیوه ای داردکه قادر است وضعیت مان

چنان دگرگون کندکه بر فراز سیاهی وناامیدی اوج گیریم.

           شجاع باشید !

یادتان باشد امروز همان فردایی است که دیروز نگرانش بودید.

نویسنده :مینا شریعتی

21 نمونه ژست برای عکس های گروهی

برای دیدن تمام  ژست ها به ادامه مطلب بروید.

ادامه نوشته

تست سرعت سایت شما


بالا بودن سرعت لود سایت تاثیری زیادی برسئو سایت و جذب کاربر میباشد. در این پست سایتی را برای شما معرفی میکنیم که علاوه برتست سرعت سایت ، پیشنهاداتی برای بهینه سازی آن میدهد، بطور مثال نسخه بهینه شده از فایلها css را به شما تهیه میکند و قابل دانلود میسازدکه با قرار دادن آن در سایت سرعت لود شما بالا خواهد رفت.


www.gtmetrix.com

به مناسبت گرامیداشت روز پدر

همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم
که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود …

ولی پدر ...

یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمی بیند و نمی داند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …

بیایید قدردان باشیم و در آستانه روز پدر، سلامتی پدر و مادرهامون رو از خدا بخواهیم

ادامه نوشته