در ده کسی نیست
هوا ابریست و انارها غمگین
همه غمگینند مادرپیرم ....درخت گردو
ابرها خشک......چشم انسان خیس نیست
دیرزمانیست که مردمان همه تشنه.
در ابادی ما اب معنی ندارد...........انگاه که در کنار باغی جوی ابی می دیدند
بی توجه ازصفات خدا می خندیدند
گردوهای بی زبان
گردوفروشان همه گدا شدند.......گدایان همه پیر شدند.....و پیرها همه مردند.
رضا فهیمی
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 15:35 توسط رضا فهیمی
|