گل ومرغ
گل ومرغ
1. با آن که بسیار از آن نام برده می شود به صورت جدی به آن پرداخته نشده است .
2. موضوع این آثار در نگاه اول ساده است , وفهم آن آسان به نظر می رسد.
3. بار ادبی نام آنها, این آثار را میان شعر ونقاشی ایرانی قرار داده است . بنا بر این احتمال وجود مفهوم های مشترک بین این دو هنر حس می شود.
4. در هنر نقاشی , گل ومرغ موضوعی بین المللی است , به دلیل آن که در هر فرهنگی به شیوه ی ویژه ای به آن پرداخته اند, اگر چه به سبک یا مکتبی از هنر نقاشی در آن فرهنگ تبدیل نشده است .
5. در طول دو قرن ونیم بسیادی از نقاشان سر شناس یا گمنام ایرانی به نقاشی آن پرداخته اند .
6. از مضمون آن , نقس مایه های تزیینی ساخته اند که قرنهاست همه جا حضور دارد .
7. بر خلاف روال آثار شناخته شده ی نقاشی ایرانی , در این آثار, به روایت یا گزارشی اشاره نشده و در آنها به گونه ای روشن, تنها به موضوع انتخاب شده برای نقاشی پرداخته شده است .
8. عوامل فرمایشی جای خود را به شکل های انتخابی نقاش داده اند وبیان کنندهی عواطف فردی او هستند .
اگر توجه کنیم که آثار به کمال رسیده ی گل و مرغ در دوره ی محدودیت های سنتی , فرهنگی و دینی جامعه , در آزادی ذهنی نقاش های بدو ن کار فرما آفریده شده اند . از این سو به اهمیت تصویری ونماد پردازی , و از سوی دیگر به شیوهی بیان , وژرفای عاطفی و حسی آنها پی می بریم
در آمد
مضمون گل ومرغ،یابه تعبیردیگر گل وبلبل مضمونی بود که همواره بحث آن در بین عامه وخاصه رواج داشته است.شاعران درحسن وجمال گل وبلبل شعرها می- گفته اند والتفات بدان درادبیات ایران شیوه ی بیانی خاصی پیدا کرده ;مضامین تغزلی شاعران را به خود اختصاص داده بود.در ادبیات فارسی،دیوانی نمی توان پیدا کرد که ازمضمون گل وبلبل بهره نگرفته باشد.این موارد ومضامین تا حدی معمول خصایل ایرانیان بود درخصوص باغ بهشت ،که دروصف آرمانی آن باز نمی مانند وگل وبلبل و سرو وچمن راازمضاهر اصلی آن برمی شمردند. یک گل می توانست نمادی ازیک باغ باشد ومی توانست نقاش رابه سوی معرفت کردگار رهنمون سازد.
تعریف
نقاشی گل ومرغ اصطلاحی برای توصیف یک گونه از نقاشی قدیم ایرانی،که دارای موضوع گل،برگ،پرندگانی چون بلبل،وگاه پروانه بود.نقاشان،قالبا،در بازنماییموضوع از طبیعت مایه می گرفتند واسلوب پردار به کار می بردند.به صورت ناشی مستقل ویا درارتباط با برخی هنر های کاربردی (چون قلمدان نگاری)متداول بوده است.
نقاشی گل ومرغ،محتملا،درنقاشی چینی ریشه داشت.محمد زمان،و سپس شیخ عباسی،نخستین نمونه های این گونه نقاشی را آفریده اند؛بعدا،شمار زیادی از هنر مندان سده های دوازدهم وسیزدهم هجری به آن روی آوردند.آثار لطفعلی شیرازی در این زمینه،بخصوص از لحاظ اسلوب کار،ممتازند.
خلاصه مطالب کلی در مورد گل ومرغ
در آثار گل ومرغ،نقاش در زیبایی گل،جلا وتازگی آفرینش را میجست ودر آواز بلبل،موسیقی طبیعت رادربازنمودن این آفرینش،شاعربهره جویی از مضمون گل ومرغ،باغ بهشت را درذهن اعتبارمی بخشید ونقاش با تصویرآنها ،این باغ بهشت راباچشم الفت می داد وذهن وین را درهم می آمیخت وجوهره ی زیبایی را که با بسته به باری تعالی بوده دراثرخود متذکرمی ساخت.گل باز نمودی طبیعی از زیبایی بوده،زیبایی معشوق؛وبلبل بازنمودی ازعاشق بوده،عاشق دلخسته که همواره ازخار گل خزان میدید،نقشمایه گل ومرغ همیشه در ذهن وزبان هنرمند ایرانی جاری بوده .هنرمندب ابازنمایی این مضمون درآثارهنری خویش ،ازسفالینه ها،فلزینه ها گرفته تا منسوجات ودست ساخته های دیگر خود،طبیعت را در مفهوم باغ بهشت وارد زندگی روزمره می کرد .ازکهن ترین این ایام تاریخ ایران،برروی سفالینه ها می توان پرندگانی را در کنارجانوران دیگرمشاهده کرد که با خطوط سیاه بارروی جام های سرخ نقش خورده اند،ازگذشته های دور رابطه ی بین پرنده وپرواز برای ایرانیان پرمفهوم بوده.از پرنده مفهوم پرواز به سوی جهانی دیگررامی گرفتندوگل نیز،گاهی،می تواند کنایه ازعمرگذران باشد که برای انسان عزیز بود وهست؛نقشمایه ی پپرندگان وگلها،زندگی درطبیعت وزیبایی های آن رابه یک معنا،بر روی انسان میگشود وبه معنای دیگر ناپایداری آن رابه انسان نشان می داد پس این نقشمایه ها هرمایه که زیباترمی بودند،برای دل،دلچسب تروبرای چشم،چشم نوازترمی شدند.هم از این رواست که نقشنامه ی گل ومرغ،برای ایرانیان،درهنرهای دستی به گونه ای تزئینی جلوه یافته است.
هنر پژوهان غربی همواره درصدد برآمدند که برای نقشمایه ی گل ومرغ ایرانی یک منشا خارجی بتراشند. وآن راازحیطه ی ابتکارایرانیان بیرون بیاورند.یک منشائی که این هنر پژوهان برآن تاکید ورزیده اند،نقاشی چینی است واینکه« نمونه هایی از گل ومرغ چینـی » گل ومرغسازی رادرایران پیش برده یا برانگیخته است.چنین دیدگاهی بساط کلی بافی را در بعضی اذهان ساده فکرمی گشاید وتازگی وابداع را ازهنرایران می گیرد.طبیعت به همان اندازه که برای هنرمندان چینی دل فریب بوده،برای هنرمندان ایرانی،به خصوص باپیشینه ی اندیشه ای هورنه یا خورنق،دل انگیزتر جلوه میکرد،این نیروی هورنه که زندگی بخش طبیعت بوده،چندان سنخیتی با طرز پنگرش چینیان نداشت.گل ومرغ نیز درمقام جزئی ازاجزلی طبیعت،ازهورنه هویت می گرفت وبخشی از زیبایی طبیعت رادر کنار درختان سروونخل وغیره به خود وامی داشت.گل ومرغ در نزد چینیان واقعیتی خودبان بوده،ام درنزد ایرانیان واقعیتی بود که از نیرویی به نام هورنه هویت پیدامی کرد،پس این دید کجا وآن دید کجا؟به این معناست که در دوره ی اسلامی هم،گل میتواند نمادی از خدا باشد وبلبل یامرغ سمبلی از انسان که به او دل بسته:
بلبل ازفیض گل آموخت سخنور نه بود این همه قول وغزل تعبیه درمنقارش
می توان بلبل راکنایه ازپیامبرگرفت وگل راکنایه ازخدا؛ویا عاشق دربرابر معشوق ؛ویااصلا کنایه ازآدم در برابرخدا،که همه ی موجودات خودراازفیض او فرا گرفته است:موخت سخنآآآا
به حق گلشن اقبال کنا ندر ومستی چو گل خموش که تا بلبل ثنا گوید
(غزلیات شمس9963)
درفرهنگ اسلامی پرندگان(مرغان)به طوراخص نماد فرشتگان می شوندومراد ازمنطق الطیرزبان فرشتگان است واشاره به شناخت وآگاهی معنوی دارد.پرندگان ومرغان مسافرمنطق الطیرعطاروابوعلی سینا درجستجوی معنا وذات الهی اند تا خود را درآن بازجویند.پرندگان ومرغان،چنین مفاهیم عالی وارد تصویر گری ایرانی می شوند ودرکنار گلها در دل ودیده ی مردمان می نشینند.وبخشی از زندگی روزمره آنهامی شوند.
پیشینه ی گل ومرغ سازی
مضمون گل ومرغ به ملاحظه ی اندیشه ی ایرانیان،ابرای آنها ارجمند بود،از این رودر مقام ممتاز ترین نمونه های طبیعی وارد سنت هنری آنها شد.می توان نمونه هایی از گل ومرغ را در سفالنگاری های پیشا تاریخ ایران رد گیری کرد.وجود نقشمایه های مرغان وگیاهان در روزگاران بعدی،بخصوص در ایام هخامنشیان،بر تداوم این امر گواهی می دهد.در ایام ساسانیان،نقش گل ومرغ بر روی منسوجات،تزئینات گچبری،وظروف نقره ای خواستار میشود واین بر اهمیت این نقوش ومفاهیم آنها اشاره دارد،
عناصر گیاهی وگل وبته بخش مهمی از مزائیک کاری ها،گچبری هاوسر ستونهای ساسانی را تشکیل می دهد،به گونه ای که در بقایای قصر نیشابور وکاخ تیسفون این نمونه ها را می توان باز یافت.حتی می دانیم که مانویان به کار نسبت نقوش گیاهی و گل وبته در کتاب آرایه های مذهبیشان تاکید داشته اند.واصلا تزئینی گیاهی از ویژگی های هنر مانوی بود.این تزئینات گیاهی در دروه ی اسلامی هم به نوعی ادامه یافت نمونه های بارزگل ومرغ دوران سلامی را در نسخه ی مصور منافع الحیوان ابن بختیشوع دراواخر سده های هفتم هجری،می توان مشاهده کرد؛گرچه پیش از آن هم گلها وپرندگان وگیاهانی به گونه ی چکیده نگاری درنگاره های مثنوی ورقه وگلشاه عیوقی،ازسده ی هفتم هجری ،راه یافته بوداز اواخرقرن هفتم هجری که تاریخ نگارگری ایران با حضور کتاب آرایی درکارگاه های هنری دربارهای مختلف شکل می گیر د وادامه می یابد،مضمون گل ومرغ،گرچه به گونه ای غیر مستقیم ودر دل عناصر دیگر نگارگری،از مضامین دلنشین نگارگران ایران معاصرمحسوب می شود.نمونه هایی ازاین نوع گل ومرغ درنگاره های حاشیه ی (تشعیر)ایران سلطان احمد جلایر اندک نیستند.در تشعیرهای هفتگانه ی این دیوان،مرغان وگلها وطبیعت وزندگی در کنار این عناصر جایگاه ویژه ای دارند.
جلب نظرترازهمه گلچین شعر شاعران از سال801قمری است که برای اسکندرسلطان،پ شاهزاده ی هنرپرورتیموری وحاکم شیرازواصفهان، کتابت شد ه است.این گلچین دوازده نگاره دارد که یازده تای آنها آکنده از طبیعت گرو رویایی وپرازگل و گیاه و درخت سروونخل،و دوازدهمی هم در کنار این عناصر ،در بر دارنده ی مرغکانی در هیئت زاغان ،این فجران روح طبیعت از منظر ایرانیان است.
درنگاره های کلیله و دمنه ی سده ی هشتم وحتی شاه نامهی دوره ی ایلخانی که به شاهنامه ی دموت شهرت دارد،جای پای گل و پرنده را به وفورمی توان مشاهده کرد؛نقشمایه ی گل ومرغ درمکتب هرات،چه مرحله ی پیشین وچه مرحله ی پسین آن، خاص ترمی شود.درنگاره ای بازمانده ازنسخه ی دیوان خواجوی کرمانی که دیدارهمای و همایون را بازنموده است،شماری ازگلها و درختان شکوفان صحنه راچراغانی کرده اند.ازمکتب هرات نمونه های گل ومرغ به گونه ای مستقل باز مانده وپیداست که این مضمون به گونهای تزئین وقائم به ذات دل هنرپروران را ربوده است.یکی ازاین نمونه ها دوپرنده به همراه پروانه هایی است که برشاخسار درختی شکوفا ن نشسته اند دیگرصحنه ی بزمی است مرکب ازچهار پیکره و شاخه ی درختی شکوفان با گل های سفید رنگ ومرغی برشاخسار آن دربالای سر پیکره ها چنر گشوده است، به طوری که تصویر گل ومرغ برصحنه غالب شده است و چشم نگرنده را پیش ازهرعنصری به خود وا می دارد.
اگر به گوییم که کمال الدین بهزاد درگل ومرغ سازی ازپیشگامان بوده است.بیراه نگفته ایم ازاو چند نگاره بامضمون گل ومرغ درمرقع گلشن وجود دارد که حواشی نسخه های مصور را تزئین کرده است.در این تشعیر ها پرندهگان زیبا در حالات گوناگون در لابه لای شاخسار درختان وگلهای شکوفان جای گرفته اند.در بعضی از نگاره های بهزاد،زاغ منزلت خاصی پیدا کرده است.
مکتب طبیعت گرایی ترکمان در غرب ایران هم خالی از نقشمایه یگل ومرغغ نست.گل ومرغ افزون بر اینکه در نگاره های مکتب ترکمان جایگاهی ویژه داردوجزو بدنه ی نگاره دار آمده،در مرقعی باز مانده از این مکتب هم به گونه ای مجزا ومستقل برگهایی از مرقع را به خود اختصاص داده است.
شیخی یعقوبی ،از نقاشان ونگارگران دربار سلطان یعقوب آق قو یونلو در تبریز،که در نسخه های کتاب آرایی وپروژه های هنری با این سلطان مشارکت داشت،مرقع موجود در توپقاپوسرای استنبول که در بردارنده ی نگاره های زیبایی از گل ومرغ است،با رسم اوست.شیخی دراین نگاره ها گوشه چشمی به نگاره های گل ومرغ چینی داشته،ولی با این هم این نگاره ها خصوصیات خاص ایرانی به خود گرفته اند. ...
یکی از ویژگی های عمده ی هنر دوره ی صفوی،چه معمای وچه هنر های صناعی آن همچون منسوجات،سفالینه ها وحتی نگاره ها،جنبه ی تزئینی آنهاست که دلنشینی زیبایی شناختی خاصی دارند.
صراحت خط،صفای رنگ وسیالیت شکل وچشم نوازی این عناصر را می توان به ویژه در مناظر نگاره هاسراغ گرفت.سلطان محمد تبریزی رنگبندی زبردست بود واین مهارت او بخصوص در پیکره گلها وپرندگان نگاره های او به اوج رسیده است.نمونه ی بارزاین گرایش را میتوان درنگاره های « مجلس کیومرث» شاهنامه ی شاه طهماسب دو.ودرجلوه های شادی آور گل ومرغ را درآن حس کرد. دربعضی از نگاره های تک برگی او نیز گلی دردست شاهزاده ای،آراستگی وظرافت خاصی پدید آورده است.افزون براین،گلها وپرندهگان درتشعیر نسخه ی خمسه ی نظامی شاه طهماسبی از سالهای 949-946قمری درتشعیر نسخه ی هفت اورنگ جامی ابراهیم میرزا جایگاه ومنزلتی بس زیبا وستودنی پیدا کرده اند.
بر روی پارچه های دوره ی صفوی از نوع ساتن،پرنده ای زیبا برروی شاخسار درختی پر شکوه با سروی برکشیده،نشسته یا درحال پروازاست .گلهای سرخ وسفید ظرافت وزیبایی پر شکوخی به آنان بخشده اند،همچنین صحنه ی مشابهی بر روی دیگر نقاشی ها میتوان دید.
بخش 1
عوامل موثردر به وجود آمدن آثار گل ومرغ
نقاشی تک ورقی وشرایط تاریخی پیدایش آن
نقاشیهای تک ورقی آثاری هستند،بیشتر به قطع کتاب ،که اندازه ی آنها را 60*45 سانتیمتر بزرگتر نیست.
دگرگونیهای تاریخی مکتب نقاشی ایرانی در دوران صفویه،باعث به وجود آمدن آثار گل ومرغ شده اند.
دستاوردهای نگارکری کتاب،کتاب نگارگری،که از قرن سوم قمری دوباره ی پا گرفته وبه خانه های مغول وترکمن رسیده بود،به پایتخت حکومت صفویه به اردبیل منتقل شده نگارگری منتهای نوشتاری درایران ازآخر قرن سوم میلادی و با آثارمانی آغازمی گردد.
میراث هنر تیموری واندوخته ی هنری سی وپنج سال سلطنت حسین بایقراکه با عشق وخنر دوستی امیرعلی شیر نوایی درهرات آمده بود،به همراه گنجینه ی هنر بدیع الزمان میرزاآخرین شاهزاده ی تیموری به وسیله ی شاه اسماعیل اول تصرف شده:
«شاه اسماعیل پس از فتح خراسان،از هرات به تبریز بازگشت وجمله آثار هنری
وخزانه ی پادشاهی واز جمله نقاش کتابخانه یبدیع الزمان میرزارا که به دست
شیبک خان افتاده بود،ویادگارهای بیشماری ازآثار نقاشان پرشهره آن دوره،ازقیل بهزادومیرک وسلطان محمد وغیره ،ومخصوصا آثارکم قرینه ی استاد محمد سیاه قلم(حاج محمد هروی) که مدت 9سال تمام درآن کتابخانه به عهده ی نقش درآمده وجزوابواب جمعی کتابخانه ی شیبک به شمارمی آمد با خود به تبریز آورد.ودرکتابخانه ی بسیارغنی وپراعتبارخود جای داد. در همین زمانها درآذربایجان نیزدرسایه ی حمایت ومرعات سلطان خلیل وسلطان یعقوب آق قویونلو،آثارارزنده ای که نشانه ی هنرمندی خطاطان ونقاشان معجزنگارآن دیارمحسوب میگردید،نسیب کتابخانه های سلطنتی شاه اسماعیل گردید.»
ولی با شکست شاه اسماعیل درچالدران کلیه ی آثارهنری سلطنتی ایران غارت شد.
دراین ایلغارها تقریبا تمام آثارمنقول هنری در دوران مغول تاپایان دوران تیموری برای همیشه ازدسترس هنرمندان ایرانی خارج شد. ..
"شاه اسماعیل پس ازگذشت تقریبا 10سال ازاین حادثه با انتقال بهزاد ازهرات به تبریز،دوران با شکوه جدیدی رابرای نقاشی ایران تدارک دید.
(درنیمه ی قرن 10قمری)دردوران سلطنت شاه طهماسب،هنرمندان درباری به شیوه ومضمون های سنتی آن روزایران وفادارماندند. دراین دوره به کارهای غیر رسمی یا بدون کارفرما شامل تک صورت افراد غیردرباری ویامردم نگاری بر می خوریم;در سال 955قمری به دلیل اشغال تبریز توسط عثمانی ها،شاه طهماسب پایتخت رابه قزوین منتقل کرد هفت سال پس ازآن،علاقه ی اوبه نقاشی تمام شد وبا احساس گناه مذهبی درآمیخت."در نتیجه،همراه بادولت مردان دیگر،درسالهای 963تا964 قمری فرمان توبه ی نصوح را انتشار دادند. ...
باتعطیل شدن کتابخانه،نقاشان،خوشنویسان،موسیقی دانان وشاعران طهماسبی بیکارشدند ودر پی کسب درآمد برای امرارمعاش،ناچارتن به آوارگی یاترک وطن ومهاجرت دادند.ازجمله،نقاشان بسیاری بازهم هسپارهندوستان ودربار گورکانیان(همایون واکبرشاه)شدند. ...
بادگرگونی های کمی وکیفی نقاشی فرمایشی ونبودن پشتیبان وکار فرمای دائمی،نقاشان واستادان خط به پیروی ازسلطان محمد(رئیس کارگاه نقاشی شاه طهماسب)پس ازبهزاد ویکی ازمشهورترین شاگردان او(سلطان محمد) به تولید مرقع(مجموعه ای ازقطعه های جداگانه ی خط،نقاشی وطراحی به قطع کتاب)پرداختند.به دلیل آنکه تولید این مجموعه ها احتیاج به استخدام تعدادی نقاش یا خوشنویس برای زمان طولانی نداشت وامکان داشت هنرمندان جدااز یکدیگرهرقطعه ی آن را تولید کنند.مرقعها،خواستاران بسیاری پیدا کردند.ظهور این مجموعه ها که خود حاصل جمع نقاشیها وطراحی های تک ورقی وقطعه های خط بودند.به تولید رسمی نقاشی«تک ورقی»مستقل از خط(وقطعه خط مستقل از نقاشی)انجامید. ...
"پس ازشاه اسماعیل دوم،محمد خدابنده به عنوان شاه ایران تاجگذتری کرد.وسپس عباس پسردوومحمد خدابنده بر تخت نشست که در دوران وی پایتخت به اصفهان انتقال یافت.
باانتقال پایتخت ازقزوین به اصفهان،محیطی کوچک وبسته به فضایی باز وشهری تبدیل شد.پیدا شدن فضایی پر جنب وجوش وفعال مانند اصفهان قرن11قمری همراه با حرفه های جدید وصنعتکاران جدیدتر،نشاندهنده ی شکل گرفتن قشرهای اجتماعی تازه ای درجامعه ی ان روزگاربوده است.با تجسم فضای شهری اصفهان درآن دوران،متوجه می شویم تغییراین دید دولت ومردم پایتخت وزیاد شدن درآمد سرانه ی مردم ،لحظه های فراغتی برای تامل ومشاهده ی جهان ،پیش آورده است.زندگی دراین فضای شهری جدید وتحرک وتلاطم آن نمی توانسته است برذهن سنتی اندیشمندان وهنرمندان آن روزگار اثر نکند.وضعیت اصفهان در آن دوران نشان دهنده ی فعال شدن نیروهای فرهنگی وملی است;نیروهای که قرن ها سرکوب شده بودند وامکان رشد پیدا نمی کردند."...
درمیان آثارباقی مانده از این دوران،به نخستین نمونه های آثار گل وبوته وگل ومرغ غیرتزئینی برمیخوریم که بیشتر شبیه گلها یا پرندگان واقعی نقاشی شده اند.امکان دارداین آثاررا نخستین تصویر های مستقل مفهومی وغیر روایی هنر نقاشی ایران پس ازاسلام به حساب آورد.نقشهای گل و مرغ وگل وبوته ی به کار رفته روی کالاهای صرفی این زمان نیزآثاری موتاثر از نقاشی سنتی ایران بودند.
گل ومرغ در مکتب اصفهان
چند عامل باعث شکوفایی گل ومرغ سازی در مکتب اصفهان گردید،پیش از همه رواج نگاره های تک برگی بود که بیشتر پیکره نگاری های آرمانی را هدف گرفته بود ودر جهت دگر گونی، به مضامینی دیگر،از جمله گل ومرغ،روی آورد که می توانست جذاب ونظر گیر باشدوزیبایی طبیعی را درشمول خود قرار دهدوسلایق مختلف را ارضا کند.نگاره های تک برگی گل ومرغ برای مرقع سازان ودوستاران آن نیز صفای خاصی داشت واز این روست که دردهها نوع از این نگاره های تک برگی برگهای مرقع گلشن را به خود اختصاص داده است.
عامل دوم حضور تصاویر چاپی وگراورهای اروپایی بوده که در مکتب اصفهان،به سبب دادوستد بازرگانی شرکت های گوناگون اروپایی در ایران،به وفور در بازارهای اصفهان در دسترس قرار داشت.البته در این خصوص نباید یش از اندازه مبالغه کردوباید گفت این تصاویر چاپی یا گراورها چون سر مشقی پیش برنده در خدمت نگاره های گل ومرغ بوده اند.این مطلبی است که هنرپژوهان اروپا که دربردارنده ی تنها مضمون گل ومرغ باشد،دیده نشده است.اما بر این نکته می توان بیشتر تاکید ورزید که جریان اسلوب فرنگی سازی در ایران رشد وبسط آن در نیمه ی دوم سده ی یازدهم هجری تاثی خورسند کننده بر گل ومرغ سازی داشته وآن راهر چه بیشتر به سنت هنری ناتورالیستی اروپا نزدیکتر کرده است.باز به این نکته اشاره می کنیم که نقاشان ایران از آغاز در مضمون گل ومرغ دست ودامنه ی باز ی برای نشان دادن گرایشهای ناتورالستی هنر خود داشتند،چون به هرحال گل ومرغ سازی بخشی از نقاشی اسلیمی بوده که سنت وپیشینه ای پایدار درهنرایرانی اسلامی داشت.
عامل دیگری که دربسط وگسترش گل ومرغ ساز ی موثر افتاد،رواج ورونق نقاشی لاکی بود.
اصولا گل ومرغ سازی یا تقاشی لاکی بر ساخته ی یکدیگر بودند وهر دوزیر پوشش هم قرار گرفتند؛گل ومرغ سازی در نقاشی های لاکی ازنوع قلمدان نگاری ،قاب آئینه وجلد وجعبه نگاری هاو...به درجه ی اعلایی از پروردگی وپختگی وزیبایی رسید.پسند های روز را تغییر داد. ...
به نظر میرسد که رضا عباسی تاثیری در خورژانرگل ومرغ سازی داشته است.از وی چندین طراحی از مغان موجود است که درحد اعلای هنروزیبایی،جزئیات مرغان رامورد معاینه ی دقیق قرارداده است.جالب تر اینکه وی دراین حیطه ی هنری اقتفا به کمال الدین بهزاد داشت.وبعضی ازطراحی های مرغان وی را طرح زده است.مثلا نگاره ی تک برگی «جیجاغ در لابه لای گلها» را ظاهرا از کارهای بهزاد تقلید کرده است. ...
تصاویر نگاره های دیگرازرضا عباسی به سال1038و1044قمری ازمرغان وجود دارد وپیداست که وی در تحکم گل ومرغ سازی وتداوم سنت آنها سهمی بایسته داشته است. پس از رضا عباسی وشاگردان او تمام مهارتشان را در کل ومرغ سازی به کار گرفتند وآنهابه رونگاری رؤیایی از پرندگان وگلهای زیبای طبیعت پرداختند وسنت گل ومرغ سازی را به حیطه ی نقاشی لاکی کشاندند.
ازمعین مصور،شاگرد نام آوررضا عباسی،تصویر زیبایی ازیک طرقه ی سفیداز سال 1100قمری باقی ماند که بر روی صخره ای که درختی شکوفان از کناره- ی آن سربرکشیده نشسته ودرختچه ی ریز نقش هم روبه روی آن شاخ وبرگ گشوده است،معین مصور درنقاشی گلها براروی قلمدان ها هم مهارتی در خور داشت.
از محمد یوسف،پی سپار دیگر مکتب رضا عباسی،هم تک نگاره از بلبلی روی درخت ،از سال1040قمری بازمانده که نشان دهنده ی مهارت وی در این نوع نقاشی است.
اما نامدارترین نقاش گل ومرغ که معیارهای تازه ای دراین ژانرهنری ازخود به جا گذاشت محمد شفیع عباسی فرزند رضا عباسی است.
شفیع عباسی به قدری در این قلمرو چیره دست بود که شیوه ی گل ومرغ سازی دوره ی صفویه به نام او ثبت شده است. ...
شاه عباس دوم که عاشق نقاشی ازنوع فرنگی بودو واین نوع نقاشی رادرنزد نقاشان هلندی همچون بوکهارت وآنجل فرا گرفته بود؛در زمان او اسلوب فرنگی سازی دامنه ی بیشتر یافت ورشد درخوری پیدا کرد.
گفتنی است که بیشترین فعالیت هنری شفیع عباسی در دوره ی شاه صفی اول1052-1038قمری وشاه عباس دوم1052-1077قمری بود ودرآن سالها در کارگاه هنری کتابخانه ی(نقاشخانه) فعالیت داشت.دو نگاره ی دیگر او تصویر گل بنفشه را در سال 1054قمری ویگ شاخه ی گل را در سال1050قمری از نمایی کرد.ودرآن می توان قدرت خط پردازی وتوانایی قلمگیری وی را در طراحی گلها در یافت.
او ترکیب بندی مشابه دیگری را در سال1062قمری برای شاه عباس دوم کار کرده وبلبلی را روی شاخه ی گل سرخی با دو پروانه به تصویر کشیده است.اسلوبی راکه شفیع عباسی درعوالم گل ومرغ نگاری تحکیم بخشید،نقاشان دیگر هم مثل بهرام سفره کش،محمد زمان،حاجی محمدو. ...ادامه دادند.
از بهرام سفره کش،فرنگی سازی مکتب اصفهان،دست کم یک نگاره از سال1049قمری در دست است که پرندگان وگلها وپروانه ها را دردل طبیعت سرسبز نشان می دهد.در این نگاره سبک خاص بهرام سفره کش را که نشان از حال وهوای نگاره های هنری دارد،می توان مشاهده کرد. ...
رضاعباسی وتاثیر باور های عرفانی در نقاشان نسل اول گل ومرغ
... رضاعباسی با تغییر جهت به طرف آرمانهای معنوی،متوجه نماد بلبل (مرغ نغمه خوان)درآثارعارفان،شاعر می شود.شرح وتوصیف احوال روانی وروحی عشق(یکی از مهمترین مفهوم های عرفانی)در اینمنتها بیشتر از زابن این مرغ نغمه سرا بیان می شود که در واقع زبان حال شاعر است.چنان که امروز اصطلاح گل وبلبل در زبان فارسی کنایه از دو یار جداناشدنی است ونام هر یک،دیگری را تداعی می کند:
بلبل شیدا در آمد مست مست وزکمال عشق نه نیست و نه هست مغنیئی در هر هزار آوا ز داشت زیر هر معنی جهانی راز دشت
شد در اسرار معانی نعره زن کرد مرغان را زبان بند از سخن
گفت بر من ختم شد اسرار عشق جمله ی شب می کنم تکرار عشق
گلستانها پر خروش از من بود در دل عشاق جوش از من بود
چون کند معشوق من در نو بهار بوی مشک خوشبو گیتی نثار
من بپردازم خوشی با او دلم حل کنم از طلعت او مشکلم
من چنان در عشق گل مستغرقم کز وجود خویش محو مطلقم
(منطق الطیر،شیخ فرید الدین عطار،قرن هفتم هجری)
به این صورت می توان گفت،در آثار رضا عباسی ،این مرغ نغمه خوان بود که همچون نماد معنوی وآشنا،به خود شکل داده است.در این آثار اندازه ی گل تناسب ومقیاس مرغ را دیکته کرده است.به دلیل آنکهاین نقاش تنها پرندگان خواننده ای را که در دسترس ودید او قرار داشته اند وبومی باغهای اصفهان بوده اند مانند:دم جنبانک،چرخ ریسک وبلبل خرما برای با سازی وطراحی دقیق انتخاب کرده است.در حالی که می توانست مانند منصور( نقاش هندی معاصرش)پرندگان متفاوتی را بااین اسلوب نقاشی کند. ...
در آغار همین دوره (قرن 13 میلادی)محی الدین(ابن عربی)عازم مراکز مذهبی اسلامی می شود.عرفان عاشقانه ی ابن عربی وعارف ایرانی روزبهان شیرازی،بوسیله ی پیروانشان در سرتاسر سرزمین های ایرانی گسترده میشود.وعارف معاصرروزبهان،سهروردی549-587قمری بازنده کردن «حکمت اشراقی حکمای ایران باستان» آن حکیمان یا خسروانیون را،پیشگامان اشراقیون نوافلاطونی ایران اسلامی کنند. ...
در قرن یازده قمری به حکیمان بزرگ مکتب فلسفی اصفهان،شیخ بهایی،میرفندرسکیومیرداماد،می رسیم که معلمان صدر الدین محمد شیرازی،مشهور به ملا صدرا بوده اند. ...
زندگی در شهر باشکوه اصفهان و آگاهی بر اندیشه های آن دوران برآثار هنرمندی که به آنها بیندیشد.نمی تواند بی اثر باشد رضاعباسی در یکی از نخستین آثار نقاشی نمادین ایرانی پس از اسلام،تابلوی لوطی وانترش به زندگی روح وروان انسان راازحبات جسمانی اش جدا کرده است تا بتواند آنها را به شیوه ی خود در دوبخش وبا دو نشانه نمایش دهد؛در این اثر جسم با نشانه ی فردی که دور شهر ها میگردد ومردم را می خنداند(دوره گرد مضحک یالوطی انتری)وروح با نشانه ی مرغی که در دست
اواست و می خواهد آزاد شود،نمایش داده شده اند.برای پیداکردن دلیل انتخاب مرغ به نشانه ی روح در این اثر باید به نماد های منتهای شعری وادبی عارفان پیش از این دوران مراجعه کرد. در این اثر،اندازه وشکل ظاهری مرغ را باورهای نقاش تایین کرده است.اگرعوامل یاد شده در کار این نقاش دخیل بوده باشند،بازسازی دقیق ومطالعاتی دو مرغ دم جنبانک وچرخ ریسک که بر خلاف تمام آثار این استاد،مشابه نمونه های علمی این پرندگان نقاشی شده اند.نیز در پی هدفی خاص وبرای دقت در مضمونی ویژه بوده اند.چرا رضا عباسی به باز سازی عکس گونه ای دم جنبانک وچرخ ریسک پرداخته است؟رضا عباسی با بازسازی این دو پرنده ی واقعی،در دو دوره از کارش دنیای نقاشی ایرانی را باطبیعت مقایسه می کند،وخیال را،که در زمان او استعدادی اساسا معنوی به حساب می آمد،در مقابل واقعیت قرار می دهد.
گفتگو از دنیای خیال وخیال فعال به عنوان واقعیت،بخشی از مباحث فلسفی دوران او بود. این نقاش نیز برای درک تفاوت های دنیای نقاشی ایرانی(جهانی خیالی که از توانای های معنوی بر آمده است.)باجهان واقعی،این پرنده ها را باز سازی می کند.«رضا نگارگری بود که آمادگی تجربه داشت.» ولی چون پس از هر تجربه دوباره به دنیای نقاشی ایرانی وشیوه ی شخصی اش برمی گردد،به این نتیجه می -رسیم که معیارها ومکتب نقاشی ایرانی را ترجیح داده است.همین توجه به باور های
معنوی ورابطه ی این باورها با دنیای خیال باعث میشوند. پیروانش نیز به راه نقاشان هندی و اروپایی کشیده شود وبه بازسازی مکانیکی طبیعت نپردازند.
رضاعباسی وتاثیر باور های عرفانی در نقاشان نسل دوم گل ومرغ
باهمه گیر شدن نقاشی گل ومرغ دردوران قاجار وکاربردش برروی مواد متفاوت درمکانهای گوناگون،دولت مردان در فضای خصوصی ومردم درمحیط های مذهبی و عمومی،ازاندرونی خانه های محل تولدشان تاروی سنگ قبر ها،همه جا شاهد نمایش مضمون های یاد شده بودند.آیاهمه گیرشدن نقاشی گل ومرغ وگل وبوته در قرن 12و13هجری قمری با گسترش عرفان اسلامی ایرانی رابطه ای نداشه است؟به چه دلیلی همراه با همه گیر شدن نقاشی گل ومرغ کلیه ی آثار ملا صدرا(بانخستین روش چاپ ایرانی،چاپ سنگی) در دوران ناصرالدین شاه چاپ می شود؟ اگرامکان دسترسی نقاشان نیمه ی دوم قرن یازده قمری مکتب اصفهان بویژه نقاشان درباری و با سواد به منتهای عرفانی- که غیرازدرباردربسیاری ازمدارس دینی اصفهان و نزد افراد سرشناس وباسواد پیدا می شوند.- ویا آگاهی آنهاراازمطالب مورد جدل اندیشمندان آن دوران در نظر بگیریم ، (بویژه پس ازمجادله ی ملاصدرا با قشرییون واخراج اوازاصفهان وگوشه نشینی وشهرت او) به اهمیتی که جهان معنوی ، خیال فعال برایشان پیداکرده است، پی می بریم . کشف رابطه جهان معنوی خیال با دنیای خیالی نقاشی ایرانی، این نگرش هنری را نزد اندیشمندان وهنرمندان از احترام و مقامی بیش از پیش بر خوردار می کند. برای این نقاشان تجسم آشکار چنین خیالی، آثار با شکوه معماری شهر اصفهان در این دوران بوده است.این آثار امروز هم ذهن بیننده رابه جایگاه خیال فعال و وجود ذهنی ومصور مثالی ناب می کشانند.محل روشن رمزهای جهان معنوی خیال نیز اشعار عارفانه بودندوتصویر های شعری صورت های اسرار آمیز این جهان رامی ساختند.
بخش 2
بنیاد وریشه ها در آثار نقاشی گل ومرغ
منظوراز گل درآثارکمال یافته ی گل ومرغ،گل سرخ یا صد برگ است که اهمیت تصویری ونمادین آنها همسان مرغ است .بوته ی کامل این گلها درآثار گل وبوته به تنهایی نقاشی می شود.ولی درآثار گل ومرغ بیشتر این بوته محل استقرار مرغ به حساب می آید.
گلهای سرخ وصد برگ بوته شمرده می شوندوامکان داردمانند هر گیاهی،سالها عمر کرده یارشد کنند.در گذشته بزرگترین گلها ی سرزمین ایران از گلهای بهاری این دو بوته بوده اند .در طبیعت یاهر باغچه ای،بلندی بوته،رنگ،بزرگی وتعداد گلها،آنهارا از گیاهان گلدار ودرخت های مجاورشان جدا ومتمایز می کنند. خوشبویی،لطافت،سرخی وزیادی گلبرگ ها،از ویژگی های گلهای آنها هستند که از نزدیک،یاهنگام تماس با دست،حس می شوند.بوته های گل سرخ وصد برگ،در فصل بهار پی درپی گل می دهند به این دلیل دراین دوران امکان دارد مراحل گوناگون جوانه،رشد،غنچه،کمال،پیری وپرپر شدن را درگلهای جدا از هم،بر روی شاخه های آنها ببینیم.
گلهای یاد شده:تنه وشاخه های لطیفی دارند که در فصل سرسبزی می توان آنها را به طرف خم کرد یا تاب داد،به همین دلیل وزش باد،به سادگی شاخه هایشان را خم وراست می کند وگلبرگ هایشان را باخود می برد. بر خلاف تصوری که هنر های نقاشی وشعر قدیم ایران به ما داده اند.
این بوته ها در طبیعت کمتر آشیانه ی مرغان می شوند وتنها ممکن است برای چند لحظه آنها را برای شکار حشرات به خود جلب کنند.
گل
"... نقاشی این پدیده بااستفاده از طیف رنگ های سرخابی،ارغوانی،گلبهی وصورتی امکان دارد.واین رنگ هایی است که گلبرگ های گل سرخ وگل صدبرگ را می سازد.اگر درروشنایی آفتاب به دقت به این گلها نگاه کنیم،عبور نور از گلبرگ های آنها،درون گل همان نور ها ورنگهای شفق را میسازند.«چون شفق اول شام یا آخر صبح که سپیده است ونور آفتاب باز ومطلق ویک طرفش با جانب نوراست که سپیده است ویک طرفش با جانب چپ که سیاه است.پس سرخ می -نماید.»این رنگ ها،نشانه ی زمینی کیفیت خورشیدی یا مهراند.گلبرگ های نسترن قرمز وشقایق نیز که در تعدادی از آثارگل ومرغ به مضمون اضافه شده اند،گل سرخ یا سرخه گل یا یا گل سوری،به دلیل هایی که گفته شد به نشانه ی نمادین بسیاری از مفهوم های ادبی وهنر،مانند پیروزی،زیبایی،رشادت،لطافت،خوش بویی و...دارد.دنیای کلام وتصویر شده است.
گل آتشی یل سرخ وآتشی از ارتباط مفهوم سرخ وآتش یا رنگ سرخ ونور آتش خبر می دهد در دوران کهن،در تمدن بین النهرین نیز«مؤثرترین نیرو برای خنثی کردن جادوی سیاه ودخالت های دیوان،آتش بود ووجود سه خدایی که خدایان آتش شمرده می شدند.»"
مرغ
درآثارکمال یافته ی ،مرغ تنها مضمون اصلی ومرکز تجه نقاشی است وترکیب بندی اثردرپیرامون آن سامان یافته است.انتخاب بوته ی شکوفه دار محل استقرار مرغ،نشانه ی اهمیت مرغ تنهاست وتصویر کردن بوته ی گل سرخ برای قرارگاه مرغ،نشانه ی اهمیت مرغ وگل سرخ ورابطه ی مفهومی وادبی آنهاست.
نوشته : (مریم هرندی زاده)
منابع
گل ومرغ(دریچه ای بر زیبایی شناسی ایرانی)،جهانگیر شهدادی،چاپ اول1384،انتشارات:کتاب خورشید.
مکتب نگارگری اصفهان،تالیف:دکتر یعقوب آژند،چاپ اول 1385
دایره المعارف هنر(نقاشی،پیکره سازی،گرافیک)،رویین پاکباز،چاپ ششم1386،؛فرهنگ معاصر
سیر وصور نقاشی ایران،زیر نظر آرتوراپهام پوپ،ترجمه:دکتر یعقوب آژند،چاپ اول1378،انتشارات مولی