بزرگ مرد ایرانی
(بر طبق بعضی اسناد از سال ۷۹۸ تا ۷۳۸ میلادی) رهبر اصلی شورشیان ایرانی خرمدین (که آئین آنها شاد زیستن است) که جنبشی محلی آزادی بخش برای سرنگونی خلیفه عباسی بود . به نظر میرسد آئین خرمدینان ترکیبی از ارتدکس و بهدین (دین خوب) زرتشت و شاخهای از تفکر مزدکیسم باشد بابک ایرانی از ناحیه آذربایجان، شمال غربی ایران شورید که افتخارات سیاسی برای ایرانیان در گذشته آوردهاست شورش خرمدینان بابک در غرب و مرکز ایران گسترش یافت و بیش از ۲۰ سال طول کشید تا اینکه سرکوب شد .سالگرد او را مردمانی شامل ایرانیها، آذربایجانیها و تاجیکها جشن میگیرند و گرامی میدارند.
| بابک خرمدین | |
|---|---|
| مقام: | رهبر انقلابی جنبش سرخ جامگان |
| تبار: | ایرانی |
| پدر او: | مرداس[۱] |
| جنسیت: | مرد |
| کار مهم: | مبارزه برضد اشغالگری اعراب پس از حمله اعراب به ایران |
| تولد: | ۱۷۴ هجری خورشیدی یا ۱۷۷ هجری خورشیدی |
| درگذشت: | ۱۷ دی ۲۱۶ هجری خورشیدی |
وی رهبری جنبش سرخ جامگان را برعهده داشت. از جنبشهای دیگر ایرانیان میتوان به مازیار از مازندران، ابومسلم خراسانی و یعقوب لیث از سیستان اشاره کرد
تولد و جوانی
بابک در روستای بلالآباد در حومه اردبیل به دنیا آمد. بنابر گفتهٔ واقد بن عمروالتّمیمی (اولین کسی که زندگی بابک را به تحریر آورده است)، پدر بابک مِرداس(در کتب مختلف نامهای دیگری نیز ذکر شده) از اهالی تیسفون، پایتخت ساسانیان، بود که به آذربایجان مهاجرت کرده بود. مادر او ماهرو نام داشت که اهل آذربایجان بود. نام کتاب واقدبن عمروالتّمیمی اخبار بابک نام دارد که اکنون در دست نیست.
در کتاب البدء والتاریخ که مأخوذ از کتاب اخبار بابک است آمده است که جاویدان بن سُهْرَک (در تاریخ طبری و بعضی از کتابهای دیگر جاویدان بن سهل ثبت شده است) یا شَهْرک (در التنبیه والاشراف) رئیس جاویدانیّه (از خرّمیان) در مسیر بازگشت از زنجان در دهِ بلال آباد در منزل مادر بابک توقف میکند. به سبب کاردانی بابک جاویدان از بابک خوشش میآید و با اجازه مادرش او را همراه خود میبرد و او را سرپرست اموال و املاک خود سازد.مدتی پس از آنکه بابک در خدمت جاویدان بسر میبرد، جاویدان بر اثر زخمی از دنیا میرود. در این کتاب نقل شده است که همسر جاویدان به سبب علاقهای که به بابک داشت به پیروان جاویدان اعلام میکند که روح جاویدان در بابک حلول یافته است و او میبایست جانشین جاویدان باشد. با کمک زن جاویدان، بابک طیّ تشریفاتی جانشین جاویدان و پیشوای خرّمیان میشود و بابک نیز آن زن را به همسری خود درمی آورد. این بخش از کتاب اخبار بابک را میتوان درست دانست. زیرا چنانکه منابع دیگر مانند مقدسی بیان مینمایند خرّمیان به تناسخ اعتقاد داشتند و به «تغییر اسم و تبدیل جسم» قائل بودند.
جنبش خرمدینان
بابک مدتی پس از آنکه به جانشینی جاویدان درآمد، یعنی در سال ۱۹۵ هجری خورشیدی، همزمان با خلافت مأمون خلیفه عباسی در شمال آرتاویل (اردبیل کنونی) علیه عباسیون قیام کرد. او با همسایگان ارمنی خود متحد گردید و توانست حمایت امپراتور بیزانس تئوفیلوس را بدست آورد. هدف نهایی بابک اتحاد مجدد ایران و رهایی ایران از قید خلفای عباسی بود. بابک پیرو آیینی بود که آمیختهای از آیین زرتشتی و مزدکی بود.او و پیروان او معتقد بودند که ابومسلم نمرده است و او منجی است که روزی دوباره بازخواهد گشت و عدالت را در جهان برقرار خواهد کرد. قیام بابک نزدیک به بیست سال طول کشید. بابک زمانی شکست خورد که متحد پیشین او افشین به او خیانت کرد. با شکست بابک و دستگیری او بسیاری از خرمدینان به امپراتوری بیزانس پناهنده شدند و پیروان او بعدها در سایر مذاهب اسلامی حل گردیدند و میتوان گفت که قیام خرمدینان عملاً آخرین جنبش بزرگ و سازمان یافته احیای دینی ایران پیش از اسلام بود.
در تمام تاریخ خلافت عباسیان، شاید هیچ شورشی برای آنها وحشت آورتر از شورش بابک خرمدین نبوده است . بابک و پیروان او یک جنبش اجتماعی و مذهبی به وجود آوردند که دارای ریشه های دین مزدک بود و در سده هشتم به اوج اهمیت خود رسید . هنگامی که بابک خرمدین رهبری این گروه را در آغاز سده نهم به دست گرفت، آنرا به شکل یک جنبش ضد عرب، ضد خلافت و تا حدودی ضد اسلام در آورد .در سده نهم، احساسات ضد عرب در ایران سبب افزون شدن پیروان بابک در آذربایجان شد و این گروه در بسیاری از شهرها و مناطق دیگر مانند طبرستان، خراسان، بلخ، اصفهان، قم و ارمنستان دارای پیروان زیاد بودند . بابک نزدیک 20 سال در برابر سپاهیان خلیفه در کوهستان نبرد کرد و پیوسته با پیروزی روبرو می گردید تا اینکه بعد از 2 سال نبرد با افشین، فرمانده ارتش خلیفه دستگیر شد
گرفتاری و اسارت
بابک خرمدین سرانجام به سبب خیانتی که حاکم ارمنستان بدو کرد در بند افشین گرفتار شد. افشین وی را به بغداد برده و تحویل داد. بابک را رختی تحقیر آمیز در برش کرده و بر پیل نشانده و در شهر بگردانیدند. امپراتوری عظیم عباسی که از شمال غربی آفریقا تا مرزهای غربی هند گسترده بود، سالهای سال با بابک در ستیز بود و کاری از پیش نبرده بود. از این روی از دستگیری این پهلوان نامی که همچنان برآئین نیاکان خویش بود، در پوست خود نمی گنجیدند. «گویی بغداد نمی توانست باور کند پهلوان دلیری که سالها او را تهدید می کرد، اکنون در آنجا به اسارت به سر می برد»
مرگ
او در هفتم ژانویه سال۸۳۸ میلادی برابر با ۶ صفر ۲۲۳ هجری قمری (۱۷ دی ۲۱۶ هجری خورشیدی)، بهدستور معتصم بالله کشتهشد. ابتدا دست و پای وی را بهتدریج قطع کردند. سپس جنازه مثله شده اش را در شهر سامرا بر سر دار کشیدند. بر طبق بعضی منابع سر او را بعداً برای نمایش در شهرهای دیگر و خراسان گرداندند. بابک در همان محلی به دار آویخته شد که دیگر قیام کننده ضد عباسی، مازیار، شاهزاده طبری بعدها به بدستور خلیفه عباسی به دار آویخته شد. بعضی منابع مانند خواجه نظام الملک طوسی در کتاب سیاستنامه نقل میکنند که در هنگامی که دست اول بابک را میبریدند. بابک صورتش را با دست دیگرش به خون آلوده میکرد. وقتی معتصم علت آنرا پرسید. بابک پاسخ داد که چون خونریزی باعث رنگ پریدگی صورت میشود من صورتم را خونین میکنم که کسی گمان نکند که بابک ترسی به دل راه داده است.
معنای نام بابک
نام "بابک" یا "پاپک" یا "باب" یک نام اصیل ایرانی است. این نام بارها در نامهها و سرودههای چامه سرایان پارسی گو به معنی "پدر" آمده است:
- پسر گفتش ای بابک نام جوی * یکی مشکلت می پرسم بگوی (سعدی)
- هر دو را در جهان عشق طلب * پارسی باب دان و تازی اَب (فرهنگ جهانگیری)
- ورا موبدی بود بابمک به نام * هشیوار و دانادل و شادکام (فردوسی)
- به پیش پدر شد همه جامه پاک * همی بآسمان بر پراگند خاک
بدو گفت این باب کارآزمای * چه داری چنین خیره ما را به پای (فردوسی)
- وز باب و ز مام خویش بربودش * تا زو بربود باب و مامش (ناصر خسرو)